صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

247

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

( 1 ) جنگ بدر اولين جنگ سرنوشت‌ساز اسلام و سبب آن در بيان غزوهء عشيره گفتيم : كاروان تجارتى قريش ، پيش از رسيدن پيامبر به آنجا به طرف شام رفته بود . وقتى كاروان از شام بازگشت ؛ پيامبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - طلحه پسر عبيد اللّه و سعيد پسر زيد را به سوى شمال فرستاد تا خبر كاروان را بازآرند . آن دو به « حوراء » رسيدند و منتظر ماندند تا كاروان ابو سفيان از آنجا گذشت . به سرعت ، خبر را به پيامبر بردند . اين كاروان از هزار شتر كالاى مردم مكه تشكيل و قيمت آن پنجاه هزار دينار برآورد شده بود . و حدود چهل مرد ، قافله را همراهى مىكردند . اين كاروان براى مهاجران و لشكر مدينه ، فرصتى طلايى و ضربه‌اى نظامى ، سياسى و اقتصادى كوبنده‌اى بر ضد مشركان بود ، اگر اين ثروت فراوان را [ در عوض آن همه اموال و دارايى از دست رفتهء خود ] به غنيمت مىگرفتند . پيامبر ، به مسلمانان اعلام كرد كه اين كالاى قريش ، [ در واقع ] اموال غارت‌شدهء مسلمانان است براى گرفتن آن از شهر بيرون رويد ؛ شايد به غنيمت شما درآيد . ( 2 ) پيامبر دستور قطعى نداد كه مسلمانان از مدينه بيرون روند ؛ بلكه اختيار كامل را به خود آنان واگذار نمود ؛ چون هنگام اعزام نيرو [ براى رويارويى با قريش ] ، انتظار نداشت كه با لشكر مكه - به جاى كاروان - چنان برخورد تند و شديدى ، در بدر پيش آيد . عدّه‌اى تأخير ورزيدند و چنان مىپنداشتند كه اگر پيامبر اين كار را ادامه دهد هرگز جوانمردى و رشادت گذشتهء آنان را ناديده نخواهد گرفت . پس اگر كسى سرباززند مورد نكوهش نيست .